السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )

122

آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )

فصل ششم : علت فاعلى علت فاعلى يعنى علتى كه وجود معلول را افاضه كرده تحققش مىدهد ، اقسامى دارد . قانون انضباط و نظم اقسام مزبور را اين طور ذكر كرده‌اند : فاعل يا آگاهى از فعل خود دارد يا ندارد ، اگر ندارد يا عملش با طبعش تناسب و ملائمت دارد ( اين فاعل « بالطبع » است ؛ 1 ) و يا با طبعش مناسب نيست ( اين فاعل « بالقسر » است ؛ 2 ) و اگر آگاهى به فعلش دارد ، اگر عملش با اراده‌اش نباشد ( فاعل « بالجبر » است ؛ 3 ) و اگر با اراده‌اش باشد يا آگاهى به فعلش در مرتبهء فعلش بلكه عين فعلش مىباشد ( اين فاعل « بالرضا » است ؛ 4 ) و يا آگاهى به فعلش پيش از فعلش مىباشد و در اين صورت يا آگاهىاش همراه با داعى و موجب باطنى زايد بر آگاهىاش مىباشد ( اين فاعل « بالقصد » است ؛ 5 ) و يا آگاهىاش همراه با چنين داعى باطنى زايدى نيست بلكه خود علم و آگاهى منشأ صدور معلول است ( كه اصطلاحاً اين علم را علم فعلى مىنامند ) ، در اين صورت يا علم و آگاهىاش زايد بر ذاتش مىباشد ( اين فاعل « بالعنايه » است ؛ 6 ) و يا علم و آگاهىاش زايد بر ذاتش نمىباشد ، كه اين ( فاعل « بالتجلى » است ؛ 7 ) در همهء اقسام گذشته اگر فاعل و فعلش بر سر هم فعل يك فاعل ديگرى حساب شوند ، ( فاعل « بالتسخير » ؛ 8 ) ناميده مىشود . بنابراين فاعل هشت قسم است : 1 . فاعل بالطبع : فاعلى كه علم و آگاهى به فعل خود ندارد و فعلش با طبعش مناسب و ملائم است ، مثل نفس در مرتبهء قواى بدنى كه در آن مرتبه ، اعمال خود را بالطبع انجام مىدهد . همچون عمل نفس در دستگاه گوارش و تنفس و . . . . 2 . فاعل بالقسر : فاعلى كه علم و آگاهى به فعل خود ندارد و عملش هم با طبعش ملائم نيست مثل نفس در مرتبه قواى بدنى مزبور بر خلاف طبيعت ، مثل هنگام بيمارى كه افعال قواى نفس ، تحت تأثير عوامل قسرى و فشار خارجى از مجراى